مگرمجلغتنامه دهخدامگرمج . [ م َ گ َ م َ ] (اِ) نهنگ که به عربی تمساح گویند و این مشترک است در هندی غایتش به جیم فارسی مخلوط است . (آنندراج ). تمساح و تساچه و اژدر. (ناظم الاطباء)
مدرمجلغتنامه دهخدامدرمج . [ م ُ دَ م ِ ] (ع ص ) ناقه ٔ مهرآورنده بر بچه ٔ خود. (آنندراج ). مُدَربِج . (از اقرب الموارد). رجوع به مدربج و نیز رجوع به درمجة شود.
تساچهلغتنامه دهخداتساچه . [ ت َ چ َ چ ِ ] (اِ) تمساح و نهنگ و دوزن و مگرمج ، که بزبان فرانسه کروکودیل و به زبان رومی کروکودیلس گویند. حیوانی است . ذوالمعاشین ، از طایفه ٔ لزارد و