مکیللغتنامه دهخدامکیل . [ م ِ ی َ ] (ع اِ) پیمانه . مِکْیَلة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). پیمانه و آلتی که بدان چیزی را می پیمایند. (ناظم الاطباء). ج ، مکایل .
مکیللغتنامه دهخدامکیل . [ م َ ] (ع ص ) پیموده . مکیول . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). به پیمانه پیموده شده . (غیاث ) (آنندراج ). || (اصطلاح فقه ) هر مالی ک
مکیللغتنامه دهخدامکیل . [ م َ ] (ع مص ) پیمودن به پیمانه . (تاج المصادر بیهقی ). پیمانه کردن . کَیل . مَکال . این کلمه شاذ است زیرا مصدراز فَعَل یَفعِل ، مَفعَل آید. (از اقرب ال
مکیلاتلغتنامه دهخدامکیلات . [ م ُ ک َی ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) پیمودنیها چون گندم و جو، در زمانهای پیش و هم اکنون در پاره ای دیهها. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مکیلاتلغتنامه دهخدامکیلات . [ م ُ ک َی ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) پیمودنیها چون گندم و جو، در زمانهای پیش و هم اکنون در پاره ای دیهها. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مکایللغتنامه دهخدامکایل . [ م َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ مِکیَل و مِکیَلة. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به مکیل و مکیلة شود.