مکنانلغتنامه دهخدامکنان . [ م َ ] (ع اِ) نباتی است . (مهذب الاسماء). گیاهی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام گیاهی . (ناظم الاطباء). گیاهی است که شتر و گوسفند آن را چرد. واحد
مکنانةلغتنامه دهخدامکنانة. [ م َ ن َ ] (ع اِ) واحد «مکنان » است . (از اقرب الموارد). رجوع به مکنان شود.
منأناءلغتنامه دهخدامنأناء. [ م ُ ن َءْ ن َءْ ] (ع ص ) سست و ضعیف و هراسان . (ناظم الاطباء). عاجز جبان . || اندیشه ٔ ناتوان در هم آمیخته . (از اقرب الموارد). || بسیار برگرداننده ٔ
منأناءةلغتنامه دهخدامنأناءة. [ م ُ ن َءْ ن َ ءَ ] (ع مص ) سست رای گردیدن و نیکو کردن نتوانستن آن را. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || قاصر و
مکنانةلغتنامه دهخدامکنانة. [ م َ ن َ ] (ع اِ) واحد «مکنان » است . (از اقرب الموارد). رجوع به مکنان شود.
تمکنلغتنامه دهخداتمکن . [ ت َ م َک ْ ک ُ] (ع مص ) جای گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. || برپ
ممکنلغتنامه دهخداممکن . [ م ُ ک ِ ] (ع ص ) چیزی که صلاحیت ظهور و بروز داشته باشد. شایان . ضد محال . دست دهنده و پیداشونده . (ناظم الاطباء). دست دهنده . (دهار) (غیاث اللغات ). پی
امکانلغتنامه دهخداامکان . [ اِ ] (ع مص ) بیضه دادن و زیر بال گرفتن ملخ و سوسمار بیضه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تخم گذاشتن یا گرد کردن ملخ و سوسمار و مانند آنه
mechanizesدیکشنری انگلیسی به فارسیمکانیزه می کند، مکانیزه کردن، ماشینی کردن، مکانیزه ساختن، موتوری کردن، با وسایل مکانیکی کار کردن