مکمللغتنامه دهخدامکمل . [ م ِ م َ ] (ع ص ) مرد کامل در نیکی و بدی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مکمللغتنامه دهخدامکمل . [ م ُ ک َم ْ م َ ] (ع ص ) تمام و کامل گردانیده شده . (غیاث ) (آنندراج ). تمام گشته و نیکوشده و کاملتر و نیکوتر. (ناظم الاطباء). تام . تمام . کامل . (یادد
مکمللغتنامه دهخدامکمل .[ م ُ ک َم ْ م ِ ] (ع ص ) تمام و کامل گرداننده . (غیاث )(آنندراج ). تمام کننده . مُتِم ّ. کامل کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : مجرد نسب علت بزرگی و
مکمل بارپذیریcomplement of chargeabilityواژههای مصوب فرهنگستانمساحت زیر خم واپاشی در قطبش القایی حوزهزمانی که با انتگرالگیری ولتاژ در بازة زمانی 45,0 تا 75,1 ثانیه بهدست میآید