مکشوففرهنگ مترادف و متضادآشکار، برملا، پدیدار، ظاهر، عیان، کشفشده، هویدا ≠ ناپدید، ناپیدا، مکتوم، مکنون، نامکشوف، نهفته
مکشوفلغتنامه دهخدامکشوف . [ م َ ] (ع ص ) آشکاراکرده شده . (آنندراج ). آشکاراشده و بی پرده و فاش شده و ظاهرشده . (ناظم الاطباء). کشف شده . آشکار. آشکارا. ظاهر. پیدا. نمایان . (یاد
مکشوفةلغتنامه دهخدامکشوفة. [ م َ ف َ ] (ع ص ) تأنیث مکشوف .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مکشوف شود.
معاراتلغتنامه دهخدامعارات . [ م َ ] (اِخ ) (به معنی موضع مکشوف ) شهری است در کوهستان یهودا. (قاموس کتاب مقدس ).
بی پردهلغتنامه دهخدابی پرده . [ پ َ دَ / دِ ] (ص مرکب ) بی حجاب . مکشوف و آشکارا. (ناظم الاطباء). || صریح . آشکار. واضح : سخن بی پرده میگویم ز خود چون غنچه بیرون آی که بیش از پنج ر
پاریمالغتنامه دهخداپاریما. (اِخ )(سیرّا...) یکی از ارتفاعات بزرگ ناحیه ٔ کوهستانی امریکای جنوبی که هنوز کاملا مکشوف نیست و از آن رودهای اُرنوک و ریوبرانکو سرچشمه میگیرد. مهمترین ق