مکستلغتنامه دهخدامکست . [ م ِ ک َ ] (اِ) از توابع شکست باشد. (فرهنگ رشیدی ) (آن-ندراج ) (ناظم الاطباء). بر وزن و معنی شکست باشد و اتباع و مرادف و مهمل شکست هم هست . (برهان ) : و
شکست مکستلغتنامه دهخداشکست مکست . [ ش ِ ک َ م ِ ک َ ] (ص مرکب ، از اتباع ) ترهات و چیزهای بیهوده . (ناظم الاطباء). شکست و مکست .
شکست مکستلغتنامه دهخداشکست مکست . [ ش ِ ک َ م ِ ک َ ] (ص مرکب ، از اتباع ) ترهات و چیزهای بیهوده . (ناظم الاطباء). شکست و مکست .
ایلغتنامه دهخداای . [ اَ / اِ ] (حرف ندا) کلمه ٔ ندا مانند: ای برادر، ای خدا، ای آقا. (ناظم الاطباء). حرف نداست نحو: ای ربی . (منتهی الارب ). کلمه ای که بدان کسی را خوانند : ا
پیشانیلغتنامه دهخداپیشانی . (اِ مرکب ) جزء فوقانی رخسار میان رستنگاه موی و ابروان . بنچه . ناصیه . جبهه . (دهار) (منتهی الارب ).جبین . (زمخشری ). پیچه . چماچم . (برهان ). چکاد. صل
چراغلغتنامه دهخداچراغ . [ چ َ / چ ِ ] (اِ) آلت روشنایی که انواع مختلف روغنی ، نفتی ، گازی و برقی آن بترتیب در جهان معمول بوده و هنوز هم در بعضی کشورها اقسام گوناگون آن مورد استع
کلغتنامه دهخداک . (حرف ) حرف بیست و پنجم از الفبای فارسی و بیست و دوم از حروف هجای عرب و یازدهم از حروف ابجد و نام آن کاف است . و در حساب جُمَّل آن را بیست گیرند و برای تشخیص