محرراتلغتنامه دهخدامحررات . [ م ُ ح َرْ رَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ محررة. نوشته ها. تحریرشده ها. رجوع به محرر شود.
مکرراًلغتنامه دهخدامکرراً. [ م ُ ک َرْ رَ رَن ْ ] (ع ق ) بارها. به کرات . به دفعات : مکرراً عرایض مشتمل بر شکایات به پایه ٔ سریراعلی می فرستادند. (عالم آرای عباسی ). و رجوع به مکر
دیاتسرونلغتنامه دهخدادیاتسرون . [ ت ِس ْ س ِ رُ ] (اِخ ) دیاتسارون ، چهار انجیلی . نام کتابی در سرگذشت عیسی مسیح از یک مسیحی سریانی بنام «طاطیانوس » (متوفی 130 م .) که این کتاب را ا
چیز کسل کنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی کار سخت، کاریکنواخت، آلاسکا، جزئیات، کارِ گِل، تکرار مکررات، توضیح واضحات، روتین، خانهداری، خانهداری، کلفتی، کار روزمره
طولوتفصیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه اضه، اطاله، اطالۀکلام، زباندرازی، اطالۀ زبان (لسان)، زیادهگویی، پُرگویی، اِطناب، بسط، اشباع، درازنویسی، عبارتپردازی
اوارجةلغتنامه دهخدااوارجة. [ اَ رِ ج َ ] (معرب ، اِ) از اواره ٔ فارسی و به معنی آن است . (ناظم الاطباء). اوارچه ، دفتر حسابی که حسابهای پراکنده دیوانی را در آن نویسند و آنرا دفتر