مکرانلغتنامه دهخدامکران . [ م ُ / م َ ] (اِخ ) نام شهری است در ایران و نام ولایت آن شهر هم هست ... و به فتح اول هم گفته اند. (برهان ) (آنندراج ). نام ولایتی از اقلیم دوم در میانه
مکران زمینلغتنامه دهخدامکران زمین . [ م ُ زَ ] (اِخ ) سرزمین مکران . ناحیه ٔ مکران : کشیدیم لشکر به ماچین و چین وز آن روی رانم به مکران زمین . فردوسی .از ایران بشد تا به توران زمین گذ
مکراناتلغتنامه دهخدامکرانات . [ م ُ ] (اِخ ) سرزمین مکران . مکران و نواحی آن . مکران و توابع آن : ملوک آل سلجوق به هر دو سه سال وزیری از وزراء خویش ... به جانب مکرانات می فرستادند.
مکرانیلغتنامه دهخدامکرانی . [ م ُ / م ُ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مکران از بلاد کرمان .(از انساب سمعانی ) : کار مکران راست شد و حسن سپاهانی باز آمد با حملهای مکران و قصدار و ر
مَکْرِهِنَّفرهنگ واژگان قرآنمکرآن زنان - حیله ی آن زنان - نقشه آن زنان(کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يکي به نحوه پسنديده مثل اينکه
مکران زمینلغتنامه دهخدامکران زمین . [ م ُ زَ ] (اِخ ) سرزمین مکران . ناحیه ٔ مکران : کشیدیم لشکر به ماچین و چین وز آن روی رانم به مکران زمین . فردوسی .از ایران بشد تا به توران زمین گذ
مکراناتلغتنامه دهخدامکرانات . [ م ُ ] (اِخ ) سرزمین مکران . مکران و نواحی آن . مکران و توابع آن : ملوک آل سلجوق به هر دو سه سال وزیری از وزراء خویش ... به جانب مکرانات می فرستادند.
مکرانیلغتنامه دهخدامکرانی . [ م ُ / م ُ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به مکران از بلاد کرمان .(از انساب سمعانی ) : کار مکران راست شد و حسن سپاهانی باز آمد با حملهای مکران و قصدار و ر