مکتوبیلغتنامه دهخدامکتوبی . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به مکتوب و هر چیزی که در مکتوب نوشته شده . (ناظم الاطباء).- خبر مکتوبی ؛ خبری که در نامه و مراسله نوشته باشند. ضد خبر شفاهی .
حرف مکتوبیلغتنامه دهخداحرف مکتوبی . [ ح َ ف ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرف ملبوبی . و رجوع به این کلمه شود.
مکتوبفرهنگ مترادف و متضادخط، دستخط، رقعه، رقیمه، طومار، عریضه، مراسله، مرقومه، مرقوم، منشور، نامه، نوشته، بنشته ≠ منقول، ملفوظ
حرف مکتوبیلغتنامه دهخداحرف مکتوبی . [ ح َ ف ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرف ملبوبی . و رجوع به این کلمه شود.
رایانامهe-mail/email, electronic mailواژههای مصوب فرهنگستانپیامهای مکتوبی که بین کاربران بر روی شبکههای رایانهای ردوبدل میشود
هشدارنامۀ مسافرتیtravel advisoryواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعیۀ مکتوبی که دولت یا سفرگذاران بینالمللی برای آگاه کردن مسافران از خطرات و مشکلات احتمالی در مناطق یا کشورهای خاص صادر میکنند
مسودهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مکتوبی که نوشته میشود تا بعداً اصلاح و پاکنویس کنند؛ چرکنویس.۲. نمونهای که چاپخانه از مطالب چیدهشده برای تصحیح و غلطگیری میدهد.