مکتوباتلغتنامه دهخدامکتوبات . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مکتوب . نامه ها و مراسلات و نوشتجات . (ناظم الاطباء). ج ِ مکتوبه : چون این مکتوبات را داعی به بخارا برد و در خدمت مولانا برهان اسلا
مکتوبفرهنگ مترادف و متضادخط، دستخط، رقعه، رقیمه، طومار، عریضه، مراسله، مرقومه، مرقوم، منشور، نامه، نوشته، بنشته ≠ منقول، ملفوظ
مکتوباتلغتنامه دهخدامکتوبات . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مکتوب . نامه ها و مراسلات و نوشتجات . (ناظم الاطباء). ج ِ مکتوبه : چون این مکتوبات را داعی به بخارا برد و در خدمت مولانا برهان اسلا