مکاهاةلغتنامه دهخدامکاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) با هم نازیدن و فخر کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). همدیگر را فخر کردن و برهمدیگر نازیدن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مشاهاةلغتنامه دهخدامشاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) مانا و مشابه کسی شدن . (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد). مانایی . مشابهت . (منتهی الارب ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مساهاةلغتنامه دهخدامساهاة. [ م ُ ] (ع مص ) ترک استقصا کردن در عیش . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). به نهایت نرسانیدن عشرت و شادمانی را. (ناظم الاطباء).
مباهاةلغتنامه دهخدامباهاة. [ م ُ ] (ع مص ) (از «ب هَ و») نبرد کردن کسی را در حسن و خوبی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مثاهاةلغتنامه دهخدامثاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) قول کردن و گفت و شنود کردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از محیط المحیط).
مجاهاةلغتنامه دهخدامجاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) نبرد کردن در فخر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مفاخرت . (از اقرب الموارد): جاهاه مجاهاة؛ مفاخرت کرداو را و نبرد کرد با وی در فخریه . (ناظم
کهاءلغتنامه دهخداکهاء. [ ک ِ ] (ع مص ) کاهاه مکاهاة و کهاء؛ مفاخرت کرد آن را. (ناظم الاطباء). رقابت کردن در مفاخرت . (از فرهنگ جانسون ). رجوع به مکاهاة شود.
مشاهاةلغتنامه دهخدامشاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) مانا و مشابه کسی شدن . (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد). مانایی . مشابهت . (منتهی الارب ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مساهاةلغتنامه دهخدامساهاة. [ م ُ ] (ع مص ) ترک استقصا کردن در عیش . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). به نهایت نرسانیدن عشرت و شادمانی را. (ناظم الاطباء).
مباهاةلغتنامه دهخدامباهاة. [ م ُ ] (ع مص ) (از «ب هَ و») نبرد کردن کسی را در حسن و خوبی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مثاهاةلغتنامه دهخدامثاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) قول کردن و گفت و شنود کردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از محیط المحیط).