مکانیک مدارهاorbital mechanics, astrodynamics 2واژههای مصوب فرهنگستاناستفاده از پرتابهشناسی (ballistics) و مکانیک سماوی در مسائل کاربردی مربوط به حرکت موشکها و فضاپیماها
مکانیکفرهنگ مترادف و متضاد۱. میکانیک، مکانیستن، تعمیرکار اتومبیل و ماشین ۲. علمبررسی نیرو و انرژی و حرکت
مکانیکدیکشنری فارسی به انگلیسیengineer, fitter, machinist, mechanic, mechanics, repairman, serviceman
مکانیکلغتنامه دهخدامکانیک . [ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) شاخه ای از علم فیزیک است که خواص اجسام مادی را در برابر اثر نیرو مطالعه می کند. (فرهنگ اصطلاحات علمی ). علم حیل . منجانیقون . (ی
مکانیکفرهنگ انتشارات معین(مِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - شاخه ای از علم فیزیک که موضوع آن بررسی انرژی و نیرو و تأثیر آن ها بر اجسام است . 2 - ماشینی .
مکانیکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (فیزیک) شاخهای در علم فیزیک که به بررسی نیروهای مختلف و تاثیر آنها بر اجسام میپردازد.۲. (اسم، صفت) کسی که کارش تعمیر ماشینآلات است؛ مکانیسین.
سودهswitch 3واژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای مکانیکی یا الکترونیکی که مسیرها یا مدارها را انتخاب کند، مشخصههای عملکرد مدار را تغییر دهد و مدارها را باز و بسته کند متـ . کلید ۵
کلید ۴switch 5واژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای مکانیکی یا الکترونیکی که مسیرها یا مدارها را انتخاب کند، مشخصههای عملکرد مدار را تغییر دهد و مدارها را باز و بسته کند
ابوسهللغتنامه دهخداابوسهل .[ اَ س َ ] (اِخ ) ویجن بن رستم کوهی طبری . ابن ندیم گوید کوهی منسوب بکوه ، جبال طبرستان است و ابن قفطی در شرح حال او آورده است : ابوسهل کوهی منجم ، فاضل
ایرانلغتنامه دهخداایران . (اِخ ) پهلوی ، «اِران » . به کشور ایران در عهد ساسانی «اران شتر» میگفتند. در عصر هخامنشی ایی ریا نام قوم ایرانی بود و این کلمه را نام قوم اُسِّت ِ قفقاز
صلیبیلغتنامه دهخداصلیبی . [ ص َ ] (اِخ ) (جنگهای ...) نام جنگهائی که در قرن یازدهم میلادی بین مسلمانان و مسیحیان درگرفت و چون همه ٔ مسیحیان از ملت های مختلف در این جنگ شرکت داشتن