مکانتلغتنامه دهخدامکانت . [ م َ ن َ ](ع اِ) مکانة. جایگاه . جای . مکان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || پایگاه و مرتبه و عزت و جاه و منزلت . (ناظم الاطباء). پایگاه و مرتبه و عزت
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن منصور الاشمونی الحنفی النحوی . ابن حجر گوید او در عربیت و فنون فاضل بود و در نحو لامیه ای کرد که از آن مکانت وی در فضل شناخته
ابوعبدالغتنامه دهخداابوعبدا. [ اَ ع َ دِل ْ لاه ] (اِخ ) دامغانی . قاضی القضات . یحیی بن عیسی بن جزله طبیب را پس از قبول مسلمانی برکشیدو مکانت وی بدانجا رسانید که کتابت سجلات خویش
لَمْ نُمَکِّنفرهنگ واژگان قرآنامكانات نداديم (کلمه مکان به معناي قرارگاه هر چيز است از زمين ، و معناي امکان و تمکين ،قرار دادن در محل است . و چه بسا ، که کلمه مکان و مکانت به استقرارگاه امور