مکافاتفرهنگ مترادف و متضاد۱. بادافره، عقوبت، جزا، کیفر ۲. پاداش، تلافی، پاداشدهی، مزد ۳. گرفتاری، دردسر، وضع دشوار ۴. سختی، زحمت
مکافاتلغتنامه دهخدامکافات . [ م ُ ] (از ع ، اِمص ، اِ) پاداش . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مکافاة. مکافاءة. مکافا. پاداش مطلقاً (اعم از نیکی و بدی ) : گروهی از خردمندان پسن
دار مکافاتلغتنامه دهخدادار مکافات . [ رِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خانه ٔکیفرها و به کنایه دنیا را گفته اند، «دنیا دار مکافات است ». هرچند که مکافات بیشتر در جهان دیگر است .
دیر مکافاتلغتنامه دهخدادیر مکافات . [ دَ رِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم سفلی باشد. (برهان ) (آنندراج ). دار مکافات . این جهان . دنیا. (یادداشت مؤلف ) : بس تجر
مکافئتانلغتنامه دهخدامکافئتان . [ م ُ ف ِ ءَ / م ُ ف َ ءَ ] (ع ص ، اِ) به صیغه ٔ تثنیه ، دو چیز مساوی . یقال : شاتان مکافئتان ، دو گوسپند در سال برابر هم و مثل هم . (ناظم الاطباء).
دار مکافاتلغتنامه دهخدادار مکافات . [ رِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خانه ٔکیفرها و به کنایه دنیا را گفته اند، «دنیا دار مکافات است ». هرچند که مکافات بیشتر در جهان دیگر است .
دیر مکافاتلغتنامه دهخدادیر مکافات . [ دَ رِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از دنیا و عالم سفلی باشد. (برهان ) (آنندراج ). دار مکافات . این جهان . دنیا. (یادداشت مؤلف ) : بس تجر