مکاشفهلغتنامه دهخدامکاشفه . [ م ُ ش َ ف َ / ش ِ ف ِ ] (از ع ، مص ) دشمنی آشکارا کردن و جنگ برملا کردن . (غیاث ). مکاشفة. مکاشفت : چون قطران با وی بود گفتم نباید که در میدان مکاشفه
مکاشفهفرهنگ انتشارات معین(مُ شَ فَ یا ش فِ) [ ع . مکاشفة ] 1 - (مص ل .) آشکار شدن اسرار و امور غیبی در دل عارف . 2 - (مص م .) کشف کردن ، آشکار ساختن . 3 - (اِمص .) کشف . ج . مکاشفات .
مکاشفةلغتنامه دهخدامکاشفة. [ م ُ ش َ ف َ ] (ع مص ) دشمنی کردن . (دهار).با کسی آشکارا جنگ و دشمنی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). دشمنی پیدا کردن و با کسی آشکارا جنگ کردن . (منتهی الا
مکاشفةلغتنامه دهخدامکاشفة. [ م ُ ش َ ف َ ] (ع مص ) دشمنی کردن . (دهار).با کسی آشکارا جنگ و دشمنی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). دشمنی پیدا کردن و با کسی آشکارا جنگ کردن . (منتهی الا