مکارملغتنامه دهخدامکارم . [ م َ رِ ] (ع اِ) ج ِ مکرمة. (دهار). ج ِ مَکرُم و مَکرُمة. (منتهی الارب ). ج ِ مکرمة. (ناظم الاطباء). نوازشها و بزرگواریها واین جمع مکرمت است . (غیاث )
مکارمةلغتنامه دهخدامکارمة. [ م ُ رَ م َ ] (ع مص ) با کسی به کرم نورد کردن . (المصادر زوزنی ). نبرد کردن با کسی در جوانمردی . (آنندراج ). تقدم جستن بر کسی در کرم . (از اقرب الموارد
مکارمةلغتنامه دهخدامکارمة. [ م ُ رَ م َ ] (ع مص ) با کسی به کرم نورد کردن . (المصادر زوزنی ). نبرد کردن با کسی در جوانمردی . (آنندراج ). تقدم جستن بر کسی در کرم . (از اقرب الموارد
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن انجب ابی المکارم المفضل بن ابی الحسن علی بن ابی الغیث مفرج بن حاتم بن حسن بن جعفربن ابراهیم بن حسن لخمی مقدسی اسکندرانی مالکی ، مکنی به
ابوالفتحلغتنامه دهخداابوالفتح . [ اَ بُل ْ ف َ ] (اِخ ) ناصربن ابی المکارم عبدالسیدبن علی بن مطرز لغوی نحوی . معروف بمطرزی خوارزمی . رجوع به ناصر... و رجوع به مطرزی ... شود.
علی مالکیلغتنامه دهخداعلی مالکی . [ ع َ ی ِ ل ِ ] (اِخ ) ابن انجب ابی المکارم المفضل بن ابی الحسن علی بن ابی الغیث مفرج بن حاتم بن حسن بن جعفربن ابراهیم بن حسن لخمی مقدسی اسکندرانی م