مکاتبهفرهنگ مترادف و متضاد۱. نامهنگاری، نامهنویسی، عریضهنگاری، مکتوبنویسی ۲. نامهپرانی ≠ مکالمه، مناظره
مکاتبهلغتنامه دهخدامکاتبه . [ م ُ ت َ / ت ِ ب َ / ب ِ ] (از ع ، اِمص ) مکاتبة. نامه نگاری . نامه نویسی . مکاتبت . مراسلت . مراسله : از آن سفر با موکب ظفر بازگردید و مکاتبه ٔ شاه ش
مکاتبةلغتنامه دهخدامکاتبة. [ م ُ ت َ ب َ ] (ع مص ) نامه نبشتن به یکدیگر. (تاج المصادر بیهقی ). به یکدیگر نامه نوشتن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به
مکاتبةلغتنامه دهخدامکاتبة. [ م ُ ت َ ب َ ] (ع مص ) نامه نبشتن به یکدیگر. (تاج المصادر بیهقی ). به یکدیگر نامه نوشتن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به
کِتَابِفرهنگ واژگان قرآنکتاب - نوشته- مکاتبه (در عبارت "وَﭐلَّذِينَ يَبْتَغُونَ ﭐلْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَيْمَانُکُمْ" مراد از کتاب مکاتبه است به اينکه صاحب برده با برده قرار بگذارد