مکابرةًلغتنامه دهخدامکابرةً. [ م ُ ب َ رَ تَن ْ ] (ع ق ) به قهر. به غلبه . به زور. به عنف . به درشتی : به شب مکابرةً خانه ها را برمی زدند و جنایتهای گران می نهادند. (تاریخ بخارا ص
مکابدتفرهنگ مترادف و متضاد۱. سختی، دشواری، زحمت ۲. دشمنی، معاندت ۳. رنجکشیدن، سختی دیدن، زحمت دیدن ۴. ستیز کردن، ستیهیدن
مکابرهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جدل، جروبحث ۲. زور، قهر ۳. ستیزه، معارضه ۴. جنگ کردن، ستیزه کردن، معارضه کردن ۵. خودبزرگنمایی ۶. بزرگمنشی
مکابحةلغتنامه دهخدامکابحة. [ م ُ ب َ ح َ ] (ع مص ) همدیگر را دشنام دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به یکدیگر دشنام دادن و همدیگر را قبیح شمردن . (از اقرب الموارد).
گاورسلغتنامه دهخداگاورس . [ وِ / وَ ] (اِ) معرب آن جاورس ، دانه ای شبیه به ارزن که بیشتر به کبوتران دهند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). بطوری که از تقریر صاحب تحفة المؤمنین و غیره مع
گندملغتنامه دهخداگندم . [ گ َ دُ ] (اِ) پهلوی و پازند گنتم ، معربش جندم (در: جوزجندم )، کردی گَنم ، افغانی قنوم ، وخی قیدیم ، سنگلیچی و منجی غندم ، سریکلی ژندم ، ژندوم ، شغنی ژی
مکابرةًلغتنامه دهخدامکابرةً. [ م ُ ب َ رَ تَن ْ ] (ع ق ) به قهر. به غلبه . به زور. به عنف . به درشتی : به شب مکابرةً خانه ها را برمی زدند و جنایتهای گران می نهادند. (تاریخ بخارا ص
مکابحةلغتنامه دهخدامکابحة. [ م ُ ب َ ح َ ] (ع مص ) همدیگر را دشنام دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به یکدیگر دشنام دادن و همدیگر را قبیح شمردن . (از اقرب الموارد).
مکابدتلغتنامه دهخدامکابدت . [ م ُ ب َ / ب ِ دَ ] (از ع ، اِمص ) مکابدة. رنج دیدن . سختی کشیدن : او را بر مکابدت اهل نظر و ابرار و معاندت اولی الخطر والاحرار از پای در آورد. (ترجمه