مُّشْفِقُونَفرهنگ واژگان قرآننگرانها - دلواپسان (کلمه مشفقون جمع اسم فاعل از باب افعال است ، و اشفاق به معناي نوعي ترس است . اشفاق عنايتي است که با خوف آميخته باشد ، چون مشفق کسي را گويند ک
مُشْفِقِينَفرهنگ واژگان قرآننگرانها - دلواپسان (کلمه مشفقون جمع اسم فاعل از باب افعال است ، و اشفاق به معناي نوعي ترس است . اشفاق عنايتي است که با خوف آميخته باشد ، چون مشفق کسي را گويند ک
مشفقانهلغتنامه دهخدامشفقانه . [ م ُ ف ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) از روی مهربانی و محبت . (ناظم الاطباء). محبت آمیز. (از فرهنگ جانسون ) : نصیحت خالص از ریا و صادقانه و وعظ نصی
مُشْفِقِينَفرهنگ واژگان قرآننگرانها - دلواپسان (کلمه مشفقون جمع اسم فاعل از باب افعال است ، و اشفاق به معناي نوعي ترس است . اشفاق عنايتي است که با خوف آميخته باشد ، چون مشفق کسي را گويند ک
خشیةلغتنامه دهخداخشیة. [ خ َش ْ ی َ ] (ع مص ) مصدر دیگری برای «خشاة»، «خشی » و«خشیان ». (منتهی الارب ). ترسیدن . (ترجمان علامه جرجانی ). رجوع به «خشاة و خشی » شود : و اِن َّ منه
مشفقانهلغتنامه دهخدامشفقانه . [ م ُ ف ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) از روی مهربانی و محبت . (ناظم الاطباء). محبت آمیز. (از فرهنگ جانسون ) : نصیحت خالص از ریا و صادقانه و وعظ نصی