مستوراتلغتنامه دهخدامستورات .[ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مستورة. رجوع به مستورة شود.- تاج المستورات ؛ تاج خانمهای پردگی پارسا، و آن لقبی است که به شاهزاده خانمها می دادند. (از ناظم الا
مستورانواژهنامه آزادپنهان کرده مستوران به معنی پنهان .پوشیده.نقابدار .به چهره پنهان یا نقاب دار میگویند
مستمراًلغتنامه دهخدامستمراً. [ م ُ ت َ م ِرْ رَن ْ ] (ع ق ) به طور مستمر. در حال استمرار. اتصالاً. استمراراً. دائماً. پیوسته . همیشه . و رجوع به مستمر و استمرار شود.
مستویاًلغتنامه دهخدامستویاً. [ م ُ ت َ یَن ْ ] (ع ق ) بطور برابری و بطور راستی و مستقیم . (ناظم الاطباء). رجوع به مستوی شود.
مستوراتلغتنامه دهخدامستورات .[ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مستورة. رجوع به مستورة شود.- تاج المستورات ؛ تاج خانمهای پردگی پارسا، و آن لقبی است که به شاهزاده خانمها می دادند. (از ناظم الا
مستورانواژهنامه آزادپنهان کرده مستوران به معنی پنهان .پوشیده.نقابدار .به چهره پنهان یا نقاب دار میگویند
لاله پوشلغتنامه دهخدالاله پوش . [ ل َ / ل ِ ] (ن مف مرکب ) پوشیده و مستوراز لاله . پوشیده از لاله . پوشیده با لاله : چو گردد زمین سبز و کُه لاله پوش زمانه ز کیخسرو آید به جوش .فردوس
مُّرِيبٍفرهنگ واژگان قرآنشك كننده (کلمه مريب اسم فاعل از ارابه ميباشد که به معناي القاء شبهه در قلب است ، و اگردر عبارت "إِنَّهُمْ لَفِي شَکٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ" شک را با اين کلمه توصيف ک