مُنشَرِينَفرهنگ واژگان قرآنزنده شدگان بعد از مردن (اصل اين کلمه به معناي نشر طومار و جامه ، يعني گشودن آن بعد از جمع کردن و پيچيدن آن است )
منظرانیلغتنامه دهخدامنظرانی . [ م َ ظَ نی ی ] (ع ص ) نیکومنظر. (منتهی الارب ). مرد نیک چهره و نیکومنظر. (ناظم الاطباء). نیکومنظر. منظری . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دیداری . مقا
منظرانیلغتنامه دهخدامنظرانی . [ م َ ظَ نی ی ] (ع ص ) نیکومنظر. (منتهی الارب ). مرد نیک چهره و نیکومنظر. (ناظم الاطباء). نیکومنظر. منظری . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دیداری . مقا
خولةلغتنامه دهخداخولة. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) بنت منظربن ریان فزاری . زوجه ٔ حسن بن علی علیه السلام و مادر حسن بن حسن بن علی (ع ) است . (یادداشت مؤلف ).
منظرلغتنامه دهخدامنظر. [ م ُ ظَ ] (ع ص ) انتظارکشیده و گوش داده . (ناظم الاطباء). مهلت داده شده . ج ، منظرون ، منظرین : فیقولوا هل نحن منظرون . (قرآن 203/26). ماننزل الملائکة ال
نیکومنظرلغتنامه دهخدانیکومنظر. [ م َ ظَ ] (ص مرکب )دیداری . منظری . منظرانی : طریر؛ مرد نیکومنظر و دیداری . (یادداشت مؤلف ). خوش سیما. نیکولقا : هم میر نیکومنظری هم شاه نیکومخبری ب