مُبَذِّرِينَفرهنگ واژگان قرآناسراف كاران (تبذير به معناي پاشيدن با اسراف است ، و در واقع از بذر افشاني گرفته شده است ، منتهي فرقي که با آن دارد اين است که افشاندن در آنجا به منظور استفاده ا
مُنشَرِينَفرهنگ واژگان قرآنزنده شدگان بعد از مردن (اصل اين کلمه به معناي نشر طومار و جامه ، يعني گشودن آن بعد از جمع کردن و پيچيدن آن است )
بلوطیلغتنامه دهخدابلوطی .[ ب َل ْ لو ] (اِخ ) منذربن سعیدبن عبدالرحمان نفزی قرطبی ، مکنی به ابوالحکم . قاضی القضاة اندلس . او خطیب و شاعر بود و نسبت وی به «فحص البلوط» است . بلوط
ارطاةلغتنامه دهخداارطاة. [ اَ ] (اِخ ) ابن المنذربن الاسود الحمصی السکونی مکنی به ابوعدی . محدث است . و در سنه ٔ 162 هَ . ق . درگذشته است . رجوع به عیون الاخبار ج 3 ص 44 و سیرةعم
اسودلغتنامه دهخدااسود. [ اَ وَ ] (اِخ )ابن منذربن نعمان بن امروءالقیس . یکی از ملوک حیره معروف به آل نصر یا آل لخم معاصر فیروزبن یزدجرد تا قباد. رجوع به آل نصر شود. اسود بیست سا
بشرلغتنامه دهخدابشر. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن منذربن جارود عبدی . (ابن جارود). رجوع به اعلام زرکلی ج 1 ص 147 و ابن جارود شود.