مفسدینلغتنامه دهخدامفسدین . [ م ُ س ِ ] (ع ص ، اِ) مردمان مفسد و اهل فساد. (ناظم الاطباء). ج ِ مفسد. و رجوع به مفسد شود.
مفسدانهلغتنامه دهخدامفسدانه . [ م ُ س ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) بطور فساد و بطور فتنه انگیزی . (ناظم الاطباء).
مفسدینلغتنامه دهخدامفسدین . [ م ُ س ِ ] (ع ص ، اِ) مردمان مفسد و اهل فساد. (ناظم الاطباء). ج ِ مفسد. و رجوع به مفسد شود.
مفسدانهلغتنامه دهخدامفسدانه . [ م ُ س ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) بطور فساد و بطور فتنه انگیزی . (ناظم الاطباء).
مُؤْتَفِکَاتِفرهنگ واژگان قرآنزیر و رو کننده ها (بعضي از مفسرين گفتهاند : مؤتفکه عبارت است از قراء و آباديهاي قوم لوط که اهل خود را ائتفاک کرد ، يعني زير و رو کرد . احتمال هم دادهاند که مرا
مُؤْتَفِکَةَفرهنگ واژگان قرآنزیر و رو کننده (بعضي از مفسرين گفتهاند : مؤتفکه عبارت است از قراء و آباديهاي قوم لوط که اهل خود را ائتفاک کرد ، يعني زير و رو کرد . احتمال هم دادهاند که مراد ا
مَعَارِجِفرهنگ واژگان قرآندرجات بالا - نردبانها (کلمه معارج جمع معرج است که مفسرين آن را به آلت صعود يعني نردبان و کنایه است از مقامات ملکوت که فرشتگان هنگام مراجعه به خداي سبحان به آن