مرضونلغتنامه دهخدامرضون . [ م َ ] (ع ص ) رده ٔ تو بر تو نهاده از سنگ و جز آن با هم پیوسته در بنا و غیر آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). منضود. و رجوع به منضود شود.
معرونلغتنامه دهخدامعرون . [ م َ ] (ع ص ) سقاء معرون ؛ خیک پیراسته باعِرنَة . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شتری که بینی آن از نهادن چوب عران د
معرضلغتنامه دهخدامعرض . [ م ُ رِ] (ع ص ) روی برگرداننده از چیزی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). روی برگرداننده و اعراض کننده و پشت کننده . (ناظم الاطباء): والذین هم عن ال
انبیاءلغتنامه دهخداانبیاء. [ اَم ْ ] (ع اِ) ج ِ نبی ٔ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج ِ نبی ّ. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) (دها
غناءلغتنامه دهخداغناء. [ غ ِ ] (ع اِ) سرود. (مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی ). آواز خوش که طرب انگیزد. سرود. (منتهی الارب ). نغمه و سرودخوانی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). آواز
مرضونلغتنامه دهخدامرضون . [ م َ ] (ع ص ) رده ٔ تو بر تو نهاده از سنگ و جز آن با هم پیوسته در بنا و غیر آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). منضود. و رجوع به منضود شود.
معرونلغتنامه دهخدامعرون . [ م َ ] (ع ص ) سقاء معرون ؛ خیک پیراسته باعِرنَة . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شتری که بینی آن از نهادن چوب عران د