مُسْرِفِينَفرهنگ واژگان قرآناسراف کاران (اسراف :خارج شدن از حد اعتدال و تجاوز از حد در هر عملي که انسان انجام ميدهد)
مُتْرَفِينَفرهنگ واژگان قرآنعیاشان - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست ( جمع مترف که اسم مفعول از ماده اتراف است ، که به معناي زياده روي در تلذذ از نعمتها است)
مُّسْرِفُونَفرهنگ واژگان قرآناسراف کاران (اسراف :خارج شدن از حد اعتدال و تجاوز از حد در هر عملي که انسان انجام ميدهد)
نَضْرِبُفرهنگ واژگان قرآنمي زنيم (عبارت "أَفَنَضْرِبُ عَنکُمُ ﭐلذِّکْرَ صَفْحاً أَن کُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِينَ"يعني :"آيا به جرم اينکه شما مردمي اسرافگريد از فرستادن قرآن به سوي شما ص
صَّفْحَفرهنگ واژگان قرآنگذشت کردن - ناديده گرفتن- صفحه (در معناي "صفح "روي خوش نشان دادن نيز مستتر است. پس معناي صفحت عنه اين است که علاوه بر اينکه او را عفو کردم روي خوش هم به او نشان
مُتْرَفِيهَافرهنگ واژگان قرآنعیاشان آنها - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست آنها (در اصل مترفين بوده كه نون آن به دليل مضاف واقع شدن حذف گرديده است . مترفين جمع مترف بوده که اسم مفعول از ماده اتر