مُسَمًّىفرهنگ واژگان قرآنمشخص و قطعی شده - نام گذاری شده - نشان دار شده (از "اسم " گرفته شده و"اسم"بر لفظ دلالت کننده بر چیزی یا اوصاف آن چیز که نشانه ای برای آن شده اند،می گویند .اصل
مسمئللغتنامه دهخدامسمئل . [ م ُ م َ ءِل ل ] (ع ص ) مرد باریک شکم و لاغر. (منتهی الارب ماده ٔ س م ل ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). باریک میان . (مهذب الاسماء). || جامه ٔ کهنه . (منت
لِأَجَلٍ غَيرِ مُسَمّيدیکشنری عربی به فارسیتا اطلاع بعدي , تا مدت نامعلومي , تا اطلاع ثانوي , براي مدت نامعلومي
مسمئللغتنامه دهخدامسمئل . [ م ُ م َ ءِل ل ] (ع ص ) مرد باریک شکم و لاغر. (منتهی الارب ماده ٔ س م ل ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). باریک میان . (مهذب الاسماء). || جامه ٔ کهنه . (منت