مأقةلغتنامه دهخدامأقة. [ م َ ءَ ق َ ] (ع مص ) مَاءَق . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به مَاءَق (مص ) قبل شود. || (اِ) هکه ٔ گریستن . (منتهی الارب ). خشم و هکه
ماقةلغتنامه دهخداماقة. [ ق َ ] (ع اِ) کنج درونی چشم . (ناظم الاطباء). کنج چشم . (منتهی الارب ، ذیل مقی ).
مِزَاجُهُفرهنگ واژگان قرآنافزودنيش - چاشنيش (کلمه مزاج به معناي هر چيزي است که به وسيله آن امتزاج صورت ميگيرد)
مداقهلغتنامه دهخدامداقه . [ م ُ داق ْ ق َ / ق ِ ](از ع اِمص ) باریک بینی . استقصاء. (یادداشت مؤلف ). دقت کردگی . حساب از روی دقت و درستی . (ناظم الاطباء).- مداقه کردن ؛ دقت کرد
مزاحةلغتنامه دهخدامزاحة. [ م ُ ح َ ] (ع مص ) لاغ کردن . لاغ . شوخی کردن . مزاح . مزاحه .مزاحت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). خوش طبعی . شوخی . رجوع به مزاح و