مُردگویش خلخالاَسکِستانی: bəmard دِروی: bə.mard شالی: bə.mard کَجَلی: be.mard/â کَرنَقی: bəmard کَرینی: bəmard کُلوری: bəmard گیلَوانی: bəmard لِردی: bəmard
مُردگویش کرمانشاهکلهری: merd گورانی: merd سنجابی: merd کولیایی: amerd زنگنهای: merd جلالوندی: merd زولهای: merd کاکاوندی: merd هوزمانوندی: merd
مَرَدَّفرهنگ واژگان قرآنبرگرداننده (کلمه مرد مصدر ميمي از رد و به معناي راد ، برگرداننده است ، و مراد از روزي که برگردانندهاي براي آن نيست ، و کسي نيست که آن را از سوي خدا برگرداند ، ر
مردفرهنگ مترادف و متضاد۱. شخص، انسان، بشر ۲. زوج، شوهر، همسر ۳. فحل، نر، نرینه ۴. جوانمرد، غیور ۵. رجل، مرء ≠ انثی، زن ۶. اهل، شایسته، لایق ≠ نااهل، نالایق ۷. جسور، جراتمند ۸. دلیر، ش