مُحْسِنِينَفرهنگ واژگان قرآننيكوكاران(حسن عبارت است از هر چيزي که بهجت و شادابي آورد و انسان به سوي آن رغبت کند )
مُحْصِنِينَفرهنگ واژگان قرآنزنان با عفت( احصان (در اصل :ممانعت)در مورد زنان در سه مورد به كار مي رود :شوهردار بودن -آزادي - عفت داشتن)
مُحْسِنُونَفرهنگ واژگان قرآننيكوكاران(حسن عبارت است از هر چيزي که بهجت و شادابي آورد و انسان به سوي آن رغبت کند )
کاظملغتنامه دهخداکاظم . [ ظِ ] (ع ص ) ج ، کُظَّم . (منتهی الارب ). و کاظمین . خاموش و فروخورنده ٔ خشم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). حلیم و بردبار. ساکت : الذین ینفقون فی السراء و
محسنلغتنامه دهخدامحسن . [ م ُ س ِ ] (اِخ ) قزوینی . در مجمعالفصحاء، محسن فراهی آمده است و او را از مداحان و شعرای آل ناصر خوانده است . (ج 1 ص 511). عوفی درباره ٔ او می نویسد: از
طالبوفلغتنامه دهخداطالبوف . [ ل ِ ب ُ ] (اِخ ) طالب اُف . حاجی ملاعبدالرحیم پسر استاد ابوطالب نجار تبریزی سرخابی در سال 1250 هَ . ق . متولد شد و در حدود شانزده سالگی به تفلیس رفت