مُجْرِمِينَفرهنگ واژگان قرآنگناهكاران (کلمه جرم بطوري که راغب در مفرداتش گفته در اصل به معناي چيدن ميوه از درخت است ، و باب افعال آن يعني أجرم به معناي صاحب جرم شدن است ، ولي به عنوان استع
مُجْرِمُونَفرهنگ واژگان قرآنگناهكاران (کلمه جرم بطوري که راغب در مفرداتش گفته در اصل به معناي چيدن ميوه از درخت است ، و باب افعال آن يعني أجرم به معناي صاحب جرم شدن است ، ولي به عنوان استع
مُجَرِمِيهَافرهنگ واژگان قرآنگناهكاران آن(در اصل مجرمین بوده که به دلیل مضاف واقع شدن نون آن حذف گردیده است . کلمه جرم بطوري که راغب در مفرداتش گفته در اصل به معناي چيدن ميوه از درخت است ،
مُکْرَمِينَفرهنگ واژگان قرآنمحترمین - اکرام شدگان - تکریم شدگان (معناي تکريم با تفضيل متفاوت است، چون تکريم معنائي است نفسي و در تکريم کاري به غير نيست ، بلکه تنها شخص مورد تکريم مورد نظر
مجرمانهلغتنامه دهخدامجرمانه . [ م ُ رِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) گناهکارانه . (ناظم الاطباء). و رجوع به مجرم شود.
سلمدیکشنری عربی به فارسیازادکردن , نجات دادن , تحويل دادن , ايراد کردن(نطق وغيره) , رستگار کردن , مقصرين را پس دادن , مجرمين مقيم کشور بيگانه را به کشور اصليشان تسليم کردن