متقینلغتنامه دهخدامتقین . [ م ُ ت َ ق َی ْ ی ِ ] (ع ص ) آراسته شونده و آراسته . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آراسته وزینت داده شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ ج
لَا يَدِينُونَفرهنگ واژگان قرآنمتدين نمي شوند - ديندار نمي شوند - به احكام الهي عمل نمي كنند (کلمه دين بر مجموع يا قسمتي از احکامي که خداوند بر انبياي خودش نازل کرده اطلاق مي گردد و اين كلمه
متقینلغتنامه دهخدامتقین . [ م ُ ت َ ق َی ْ ی ِ ] (ع ص ) آراسته شونده و آراسته . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آراسته وزینت داده شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ ج
متقلنسلغتنامه دهخدامتقلنس . [ م ُ ت َ ق َ ن ِ ] (ع ص ) کلاه دار. (آنندراج ). کلاه پوشنده . (منتهی الارب ) : و تمامت ... را از پوشندگان خمار و متقلنسان به کلاه و دستار چون رمه ٔ گو
متقمنلغتنامه دهخدامتقمن . [ م ُ ت َ ق َم ْ م ِ ] (ع ص ) موافقت جوینده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || مهربان و خلیق و ملایم . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون
متقنلغتنامه دهخدامتقن . [ م ُ ق َ ] (ع ص ) استوار و محکم . (غیاث ) (آنندراج ). استوار. مبرم . متین . رزین . محکم . مستحکم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : یگانه گشته از اهل زمانه