مُتَجَانِفٍفرهنگ واژگان قرآنمتمایل (از تجانف به معناي تمايل است ، ثلاثي مجرد آن جنف با جيم است که به معناي اين است که دو پاي شخصي متمايل به خارج از اندام خود بشود و در نتيجه گشاد راه برود
متجانفلغتنامه دهخدامتجانف . [م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) میل کننده . منه قوله تعالی : غیر متجانف لاثم . (آنندراج ). مایل . قوله تعالی : «غیر متجانف لاثم » ؛ ای غیر متمایل معتمد. (ناظم ال
متأنفلغتنامه دهخدامتأنف . [ م ُ ت َ ءَن ْ ن ِ ] (ع ص )مرغزار ستورنارسیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازذیل اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کسی که آرزو می کند و رغبت می نماید ب
متجانفلغتنامه دهخدامتجانف . [م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) میل کننده . منه قوله تعالی : غیر متجانف لاثم . (آنندراج ). مایل . قوله تعالی : «غیر متجانف لاثم » ؛ ای غیر متمایل معتمد. (ناظم ال
متأنفلغتنامه دهخدامتأنف . [ م ُ ت َ ءَن ْ ن ِ ] (ع ص )مرغزار ستورنارسیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازذیل اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کسی که آرزو می کند و رغبت می نماید ب
متجانبلغتنامه دهخدامتجانب . [ م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) دورشونده . (آنندراج ). کسی که پرهیز می کند. و اجتناب می نماید. (ناظم الاطباء). و رجوع به تجانب شود.