متبرلغتنامه دهخدامتبر. [ م ُ ت َب ْ ب َ ] (ع ص ) هلاک شده . (آنندراج ). ویران کرده و خراب کرده و شکسته . (ناظم الاطباء). قوله تعالی : هؤلاء متبر ما هم فیه ؛ ای مکسر مهلک مدمر.
متبرلغتنامه دهخدامتبر. [ م ُ ت َب ْ ب ِ ] (ع ص ) شکننده و هلاک کننده . (آنندراج ). خراب کننده و ویران کننده و پاره کننده . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
متبرعاًلغتنامه دهخدامتبرعاً. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ عَن ْ ] (ع ق ) مأخوذ ازتازی ، کاری که شخص از روی اراده و میل خود از برای خدا و از جهت تحصیل ثواب و اجر اخروی می کند. (ناظم الاطباء)
متبرلغتنامه دهخدامتبر. [ م ُ ت َب ْ ب َ ] (ع ص ) هلاک شده . (آنندراج ). ویران کرده و خراب کرده و شکسته . (ناظم الاطباء). قوله تعالی : هؤلاء متبر ما هم فیه ؛ ای مکسر مهلک مدمر.
متبرلغتنامه دهخدامتبر. [ م ُ ت َب ْ ب ِ ] (ع ص ) شکننده و هلاک کننده . (آنندراج ). خراب کننده و ویران کننده و پاره کننده . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.
متبرعاًلغتنامه دهخدامتبرعاً. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ عَن ْ ] (ع ق ) مأخوذ ازتازی ، کاری که شخص از روی اراده و میل خود از برای خدا و از جهت تحصیل ثواب و اجر اخروی می کند. (ناظم الاطباء)