مَوْلَاکُمْفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبان شما که عهده دار همه ی امور مربوط به شما است - مولاي شما -سرپرست و صاحب اختیارشما (کلمه مولي به معناي ناصر و ياري کننده است ، و ليکن
مؤاکمةلغتنامه دهخدامؤاکمة. [ م ُ آ ک ِ م َ ] (ع ص ) زن بزرگ سرین . (ناظم الاطباء). زنی که دو مأکمه ٔ (گوشت پاره ٔ سر سرین ) وی بزرگ باشد. (منتهی الارب ) (از یادداشت مؤلف ).
مَوْلَاهُمُفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبانشان که عهده دار همه ی امور مربوط به ايشان است - مولاي آنها -سرپرست و صاحب اختیارآنها (کلمه مولي به معناي ناصر و ياري کننده است ، و لي
ملاکملغتنامه دهخداملاکم . [ م ُ ک ِ ] (ع ص ) مشت زن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاکمة شود.
ملاکمةلغتنامه دهخداملاکمة. [ م ُ ک َ م َ ] (ع مص ) با کسی مشت زدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). مشت زدن به یکدیگر . مشت زنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخ
مولاموللغتنامه دهخدامولامول . (اِمص مرکب ) درنگ بسیار و درنگ از پی درنگ و تأخیر پس تأخیر.(از برهان ) (ناظم الاطباء). تأخیر از پی تأخیر. (انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به مول و
مؤاکمةلغتنامه دهخدامؤاکمة. [ م ُ آ ک ِ م َ ] (ع ص ) زن بزرگ سرین . (ناظم الاطباء). زنی که دو مأکمه ٔ (گوشت پاره ٔ سر سرین ) وی بزرگ باشد. (منتهی الارب ) (از یادداشت مؤلف ).
ملاکملغتنامه دهخداملاکم . [ م ُ ک ِ ] (ع ص ) مشت زن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاکمة شود.
ملاکمةلغتنامه دهخداملاکمة. [ م ُ ک َ م َ ] (ع مص ) با کسی مشت زدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد). مشت زدن به یکدیگر . مشت زنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخ
مولاموللغتنامه دهخدامولامول . (اِمص مرکب ) درنگ بسیار و درنگ از پی درنگ و تأخیر پس تأخیر.(از برهان ) (ناظم الاطباء). تأخیر از پی تأخیر. (انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به مول و
مولامولفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدرنگ بسیار؛ تاخیر از پی تاخیر: ( چنان به وعده همیکرد چرخ مولامول / که شد ز خون دلم تشت چرخ مالامال (جمالالدین عبدالرزاق: ۲۳۸).