مَوْلَاهُمُفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبانشان که عهده دار همه ی امور مربوط به ايشان است - مولاي آنها -سرپرست و صاحب اختیارآنها (کلمه مولي به معناي ناصر و ياري کننده است ، و لي
مَوْلَاکُمْفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبان شما که عهده دار همه ی امور مربوط به شما است - مولاي شما -سرپرست و صاحب اختیارشما (کلمه مولي به معناي ناصر و ياري کننده است ، و ليکن
مَوْلَاهُفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبانش که عهده دار همه ی امور مربوط به اواست - مولاي او -سرپرست و صاحب اختیاراو (کلمه مولي به معناي ناصر و ياري کننده است ، و ليکن نه هر ن
مولاموللغتنامه دهخدامولامول . (اِمص مرکب ) درنگ بسیار و درنگ از پی درنگ و تأخیر پس تأخیر.(از برهان ) (ناظم الاطباء). تأخیر از پی تأخیر. (انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به مول و
مولاةلغتنامه دهخدامولاة. [ م َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث مولی . کنیز. امة. (یادداشت مؤلف ). رجوع به مولا و مولی شود. || خاتون و خانم . (ناظم الاطباء).
طاهرلغتنامه دهخداطاهر. [ هَِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن اسحاق بن ابراهیم بن سلمة الضبی مولاهم کنیه ٔ وی ابوالقاسم است . پدرش در بغداد قاضی بود. وی از علی بن جعد، و علی بن مدینی ،
حبیبلغتنامه دهخداحبیب . [ ح َ ] (اِخ ) ابن شهید مصری . مکنی به ابی مرزوق . محدث است . سیوطی گوید: مکنی به ابی مروان تجیبی مولاهم مصری و فقیه طرابلس غرب بود. از رویفع انصاری روای
حاسبلغتنامه دهخداحاسب . [ س ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از حساب . شمارنده . شمارکننده . شمارگر. شمارگیر. (مهذب الاسماء). محاسب . سمعانی گوید: «بفتح الحاء والسین المهملتین و فی آخرها ال
مولاموللغتنامه دهخدامولامول . (اِمص مرکب ) درنگ بسیار و درنگ از پی درنگ و تأخیر پس تأخیر.(از برهان ) (ناظم الاطباء). تأخیر از پی تأخیر. (انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به مول و
مولاةلغتنامه دهخدامولاة. [ م َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث مولی . کنیز. امة. (یادداشت مؤلف ). رجوع به مولا و مولی شود. || خاتون و خانم . (ناظم الاطباء).