مَقَامٍفرهنگ واژگان قرآنمحل قيام - محل ایستادن - محل ثبوت و پابرجايي هر چيز( به همين جهت محل اقامت را نيز مقام گفتهاند . )
مقامفرهنگ مترادف و متضاد۱. پست، درجه، رتبه ۲. جاه، سمت، شان، قدر، مرتبه، مسند، منزلت، منصب، نشیم ۳. اشل، پایه
مقامفرهنگ مترادف و متضاد۱. جا، جایگاه، کاشانه، ماوا، محل، مسکن، مکان، منزل، موضع، موطن ۲. آهنگ، پرده، نوا، راه
مقامدیکشنری فارسی به انگلیسیate, bench, berth, chair, condition, cy _, dimension, place, job, level, office, position, post, range, rank, station, stature, status, step