مَافرهنگ واژگان قرآننيست ، نه (مانند:مَا هَـٰذَا بَشَراً:این بشر نیست)- با همه ي (مانند :ضَاقَتْ عَلَيْکُمُ ﭐلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ :زمین با همه ی فراخیش بر آنان تنگ شد) - تا وقتي
مالغتنامه دهخداما. (ع اِ) بمعنی چه و چیست . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کلمه ٔ استفهام است بمعنی چه چیز است . (غیاث ). چه . (ترجمان القرآن ). || هرچه و آنچه و چیزی و آنکه . (نا
رجالغتنامه دهخدارجا. [ رَ ] (ع مص ) امید داشتن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (مصادراللغة زوزنی ). || ترسیدن . (منتهی الارب ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). و منه ق
ابوعلقمهلغتنامه دهخداابوعلقمه . [ اَ ع َ ق َ م َ ] (اِخ ) نمیری نحوی . یاقوت گوید: ظاهراً او از اهل واسط است و یکی از ثقلا و گرانان مشهور است که شارد و غریب در سخن بسیار می آورد وشن
رجاءلغتنامه دهخدارجاء. [ رَ ] (ع مص ) رجو. مصدر بمعنی رجو. (ناظم الاطباء). امیدوار بودن . (از اقرب الموارد). امید داشتن . (غیاث اللغات ) (منتخب اللغات ) (صراح اللغة) (آنندراج ).
رجولغتنامه دهخدارجو. [ رَج ْوْ ] (ع مص ) رجاء. امید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). امید داشتن . مأیوس نگشتن . (ناظم الاطباء). امید داشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ) (منتهی
لَا تَرْجُونَفرهنگ واژگان قرآنامید ندارید - قائل نیستید - اعتقاد ندارید (کلمه رجاء در مقابل خوف است ، که اولي به معناي اميد ، و مظنه رسيدن به چيزي است که باعث مسرت است ، و دومي مظنه رسيدن به