مَأْتِيّاًفرهنگ واژگان قرآنآمدنی (کلمه ماتي اسم مفعول است ولي معناي فاعل دارد ، چون درست است که تو ، به آن وعده ميرسي ، ولي آن هم به تو ميرسد ، همچنانکه هر چيز که به آدمي برسد آدمي هم به
مأتاةلغتنامه دهخدامأتاة. [ م َءْ ] (ع مص ) آمدن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اَتی . اِتیان . اتیانة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به اتی و اتیا
مائتانلغتنامه دهخدامائتان . [ م ِ ءَ ] (ع عدد، اِ) به صیغه ٔ تثنیه ، دویست . دوصد. (ناظم الاطباء). و رجوع به مائة و مائتین شود.
ماتخانهلغتنامه دهخداماتخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) هر خانه از شطرنج که در آن شاه مات شود. ماتگه : مگذار شاه دل به در ماتخانه درزین در که هست درد ز عزلت فرونشان . خاقانی .بیچاره
مأتاةلغتنامه دهخدامأتاة. [ م َءْ ] (ع مص ) آمدن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اَتی . اِتیان . اتیانة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به اتی و اتیا