میةلغتنامه دهخدامیة. [ م َی ْ ی َ ] (اِخ ) دختر طلابةبن قیس بن عاصم غسانی یکی از ملوک عرب معشوق ذی الرمة شاعر بود و شرح عاشقی و عشق او در مقدمه ٔ دیوان ذی الرمة (چ مصر) آمده اس
مئةلغتنامه دهخدامئة. [ م ِ ءَ ] (ع عدد، ص ، اِ) (از «م ٔی ») در محیط المحیط آرد: المئة و المائة [ م ِ ءَ ] به افزودن الف در خط نه در لفظ، بمعنی «ده تا ده » و آن اسمی است که بدا
مئةلغتنامه دهخدامئة. [ م ِ ءَ ] (ع عدد، ص ، اِ) (از «م ٔی ») در محیط المحیط آرد: المئة و المائة [ م ِ ءَ ] به افزودن الف در خط نه در لفظ، بمعنی «ده تا ده » و آن اسمی است که بدا
ضَيْفِفرهنگ واژگان قرآنميهمان - ميهمانان (در اصل کلمه ضيف مصدر است ، و مصدر تثنيه و جمع ندارد و براي همين در عبارت "ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ ﭐلْمُکْرَمِينَ " به صورت مفرد آورده شده درحاليک