مویشیلغتنامه دهخدامویشی . [ م َ ] (از ع ، اِ) گله ٔ گاوان . (ناظم الاطباء). ظاهراً صورتی است از مواشی . رجوع به مواشی شود.
مؤتشیلغتنامه دهخدامؤتشی . [ م ُءْ ت َ ] (ع ص )استخوان شکسته ٔ به شده . (ناظم الاطباء). استخوان که شکستگی آن به شده باشد. (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
مؤیدیهلغتنامه دهخدامؤیدیه . [ م ُ ءَی ْ ی ِ دی ی َ ] (اِخ ) مؤیدیان . سلسله ای که نخستین پادشاه آن مؤید آیبه (آی آبه ) (جلوس 522 - وفات 569 هَ . ق .) بوده و پس از وی پسرش طغان
مؤتشیلغتنامه دهخدامؤتشی . [ م ُءْ ت َ ] (ع ص )استخوان شکسته ٔ به شده . (ناظم الاطباء). استخوان که شکستگی آن به شده باشد. (از منتهی الارب ) (آنندراج ).