مومهلغتنامه دهخدامومه . [ مو م َ / م ِ ] (اِ) نهال خرد که از بن ریشه ٔ درختی روید و باغبان آن را با کمی ریشه جدا کند و جای دیگر نشاند. کردو. نهال . نهال خرد. نهال کوچک ریشه دار.
مؤمةلغتنامه دهخدامؤمة. [ م ُءْ م َ ] (ع ص ) مبتلا به اَمیهة یعنی آبله ٔ گوسپند. (ناظم الاطباء). رجوع به مؤمهة شود.
مؤمهةلغتنامه دهخدامؤمهة. [ م ُءْ م َ هََ ] (ع ص ) گوسفند مبتلابه جدری . مأموهة. (منتهی الارب ) (یادداشت مؤلف ).
مؤمةلغتنامه دهخدامؤمة. [ م ُءْ م َ ] (ع ص ) مبتلا به اَمیهة یعنی آبله ٔ گوسپند. (ناظم الاطباء). رجوع به مؤمهة شود.
مؤمهةلغتنامه دهخدامؤمهة. [ م ُءْ م َ هََ ] (ع ص ) گوسفند مبتلابه جدری . مأموهة. (منتهی الارب ) (یادداشت مؤلف ).
مأموهةلغتنامه دهخدامأموهة. [ م َءْ هََ ] (ع ص ) گوسفند مبتلا به آبله و جدری . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). اَمیهَة. مُؤمَهَة. (منتهی الارب ).
ایکاروسلغتنامه دهخداایکاروس . (اِخ ) در اساطیر یونان ، پسر دایدالوس ، هنگامی که با بالهایی که پدرش تعبیه کرده بود فرار میکرد زیاد بخورشیدنزدیک شد، مومهایی که در ساختن بالها بکار رف
کردولغتنامه دهخداکردو. [ ک َ ] (اِ) شاخی را گویند که از درخت بریده شده باشد. (آنندراج ). شاخه ٔ بریده شده از درخت . (ناظم الاطباء). کردوخاله ؛ در گیلکی شاخه ٔ دراز نوک برگشته که