مولدینلغتنامه دهخدامولدین . [ م ُ وَل ْ ل َ ] (اِخ ) مولدون . شاعران پس از مخضرمین و پیش از محدثین . شاعران عرب که در اسلام متولد شدند نه در دوره ٔ جاهلی و از معاریف آنانند: فرزدق
موحدینلغتنامه دهخداموحدین . [ م ُ وَح ْ ح ِ ] (اِخ ) الموحدین . سلسله ٔ سلاطینی که در افریقا و اسپانیا سلطنت داشتند. (یادداشت لغت نامه ). فرقه ای از مسلمین در شمال افریقا که به عن
موردینلغتنامه دهخداموردین . (اِخ ) دهی است از دهستان پاریز بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع در 65 هزارگزی شمال سعیدآباد با 100 تن جمعیت . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ
عبدالملکلغتنامه دهخداعبدالملک . [ ع َ دُل ْ م َ ل ِ ] (اِخ ) ولی العبلات از مولدین بربر و از مغنیان مشهور صدر اسلام و از حاذق ترین آنان در صنعت غناست . وی به مکه سکونت گزید. از جهت
اخطللغتنامه دهخدااخطل . [ اَ طَ ] (اِخ ) نام شاعری از عرب و اشعار او را ابوسعید سکری گرد کرده است . (ابن الندیم ). و او از شعرای مُوَلّدین است .
محدثینلغتنامه دهخدامحدثین . [ م ُ دَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مُحدَث (در حالت نصبی و جری ).- شعرای محدثین ؛ طبقه ٔ شعرای پس از مولدین . از معاریف آنان اند ابراهیم بن هرمة، ابن اذنیة، ابو