موغارلغتنامه دهخداموغار. (اِخ ) دهی است از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان واقع در 28 هزارگزی شمال باختر اردستان با 1380 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ ج
موغارلغتنامه دهخداموغار. (اِخ ) نام چشمه ای است در نزدیکی کاشان و شمال نطنز. (از یادداشت مؤلف ) : به رستاق صرد کاشان نزدیک موغار چشمه ای است و خاصیت او آنکه هرچه در آنجا اندازند
جعفرآباد موغارلغتنامه دهخداجعفرآباد موغار. [ ج َ ف َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان در 25هزارگزی شمال اردستان و 6هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔ اردستان به کاشان .جلگه
رحمت آباد موغارلغتنامه دهخدارحمت آباد موغار. [ رَ م َ م ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان . سکنه ٔ آن 360 تن . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی
مؤاربةلغتنامه دهخدامؤاربة. [ م ُ آ رَ ب َ ] (ع مص ) مغلوب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || فریب دادن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج
مؤاریلغتنامه دهخدامؤاری . [ م ُآ ] (ع ص ) منظم کننده ٔ ستوران در یک جا و آنها را علف دهنده . (یادداشت لغت نامه ). رجوع به مؤاراة شود.
جعفرآباد موغارلغتنامه دهخداجعفرآباد موغار. [ ج َ ف َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان در 25هزارگزی شمال اردستان و 6هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔ اردستان به کاشان .جلگه
رحمت آباد موغارلغتنامه دهخدارحمت آباد موغار. [ رَ م َ م ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان . سکنه ٔ آن 360 تن . آب آن از قنات . محصول عمده ٔ آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی
صردقاشانلغتنامه دهخداصردقاشان . [ ص َ دِ ] (اِخ ) (رستاق ...) نزدیک کاشان موغار چشمه ای هست و خاصیت او آنکه هر چه در آنجا اندازند از سفال و کلوخ و گل و ظرفهای شکسته متلائم و مجتمع گ
مؤاربةلغتنامه دهخدامؤاربة. [ م ُ آ رَ ب َ ] (ع مص ) مغلوب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || فریب دادن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج