موضعلغتنامه دهخداموضع. [ ض ِ] (ع ص ) شتری که در کنار آب گیاه ترش می چرد: بعیر موضع. (از ناظم الاطباء). موضعة. رجوع به موضعة شود.
موضعلغتنامه دهخداموضع. [ ض َ ] (ع ص ) زیان کرده شده : فلان موضع فی تجارته ؛ فلان در تجارت خود زیان کرده شده است . (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
موزعلغتنامه دهخداموزع . [ م ُ وَزْ زَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از توزیع. پخش شده و پراکنده شده . (ناظم الاطباء).
موزعلغتنامه دهخداموزع . [ زَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از ایزاع . برغلانیده شده و اغوا گشته و مجبور کرده . (ناظم الاطباء). برآغالانیده به چیزی . مغری به . (منتهی الارب ، ماده ٔ وزع ).