موسیلاژفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) مادۀ لزجی که در بیشتر گیاهان وجود دارد.۲. مایع لزجی که از حل کردن صمغ در آب فراهم میشود.
گل گاوزبانلغتنامه دهخداگل گاوزبان . [ گ ُ ل ِ زَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) گلی است مخصوص به گیاهی که برگ آن مانند زبان گاواست و گل آن به گل گاوزبان مشهور است و آنرا به فرنگی بوراش نا
رجل الحمارلغتنامه دهخدارجل الحمار. [ رِ لُل ْ ح ِ ] (ع اِمرکب ) از تیره ٔ کمپوزه وقسمت قابل مصرف گل آن است و ماده ٔ مؤثر آن موسیلاژ، مواد پکتیک میباشد. موارد استعمال : اسپس پکتورال ،
سورنجانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی پیازدار، با شاخههای کوتاه، گلهای زرد یا بنفش کوچک، و برگهای دراز و باریک که پیاز آن دارای موسیلاژ، آمیدون، قند، تانن، و مادهای سمی به نام کولشیسین است
فلوسلغتنامه دهخدافلوس . [ ف ُ ] (ع اِ) درختی است به ارتفاع 10 تا 15 متر از تیره ٔ سبزی آساها که به حالت وحشی در افریقا و هند و برزیل و جزایر آنتیل و مصر و جنوب ایران میروید. برگ