موسومفرهنگ مترادف و متضاد۱. نامگذاریشده، اسمگذاریشده، نامنهادهشده، نامیدهشده ۲. نشانکردهشده، داغگذاریشده
موسوملغتنامه دهخداموسوم . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از وسم . نشان کرده شده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث )؛ یا فلان موسوم بالخیر؛ یعنی فلان نشان نیکویی دارد. || داغدار و داغ
موسومفرهنگ انتشارات معین(مُ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - نام نهاده شده ، اسم گذاشته شده . 2 - در فارسی به معنای شناخته .
موسومةلغتنامه دهخداموسومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) تأنیث موسوم . (یادداشت مؤلف ). || داغ کرده شده . نشان داغ خورده : ابل موسومة؛ شتران داغدار.(ناظم الاطباء). || ارض موسومة؛ زمین باری
مسؤوملغتنامه دهخدامسؤوم . [ م َ ئو ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر سأم . آنچه از او به ستوه آمده باشند. (از منتهی الارب ). آنچه از او بیزار شده باشند. و رجوع به سأم و سآمة شود.
موسومةلغتنامه دهخداموسومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) تأنیث موسوم . (یادداشت مؤلف ). || داغ کرده شده . نشان داغ خورده : ابل موسومة؛ شتران داغدار.(ناظم الاطباء). || ارض موسومة؛ زمین باری
فتق قرنیهkeratocele, descemetoceleواژههای مصوب فرهنگستانبیرونزدگی لایۀ عمقی قرنیه موسوم به غشای دِسِمِه
استیرلینگلغتنامه دهخدااستیرلینگ .[ اِ ] (اِخ ) نام کرسی کنت نشین موسوم بهمین اسم میباشد در سمت یمین ، مقابل نهر فورث (که پلی هم دارد) و برابر خط آهن ادینبورگ وکلاسکو بکنتی پرت ، در ج