موسومفرهنگ انتشارات معین(مُ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - نام نهاده شده ، اسم گذاشته شده . 2 - در فارسی به معنای شناخته .
موسومفرهنگ مترادف و متضاد۱. نامگذاریشده، اسمگذاریشده، نامنهادهشده، نامیدهشده ۲. نشانکردهشده، داغگذاریشده
موسوملغتنامه دهخداموسوم . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از وسم . نشان کرده شده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث )؛ یا فلان موسوم بالخیر؛ یعنی فلان نشان نیکویی دارد. || داغدار و داغ
موسومةلغتنامه دهخداموسومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) تأنیث موسوم . (یادداشت مؤلف ). || داغ کرده شده . نشان داغ خورده : ابل موسومة؛ شتران داغدار.(ناظم الاطباء). || ارض موسومة؛ زمین باری
بی موسملغتنامه دهخدابی موسم . [ م َ / مُو س ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + موسم عربی ) خارج از فصل و بی هنگام و بی موقع. غیرفصل . (ناظم الاطباء). رجوع به موسم شود.
موسویفرهنگ انتشارات معین(سَ) (ص نسب .) 1 - منسوب به حضرت موسی ' (مطلق ). 2 - منسوب به حضرت موسی ابن جعفر امام هفتم (ع ).
موسومةلغتنامه دهخداموسومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) تأنیث موسوم . (یادداشت مؤلف ). || داغ کرده شده . نشان داغ خورده : ابل موسومة؛ شتران داغدار.(ناظم الاطباء). || ارض موسومة؛ زمین باری
فتق قرنیهkeratocele, descemetoceleواژههای مصوب فرهنگستانبیرونزدگی لایۀ عمقی قرنیه موسوم به غشای دِسِمِه