موسونةلغتنامه دهخداموسونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) زن سست کسل مند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
موسویهلغتنامه دهخداموسویه . [ س َوی ی َ ] (ص نسبی ) موسوی . موسایی . منسوب به حضرت موسی بن جعفر هفتمین امام شیعیان . (از یادداشت مؤلف ).
موسومةلغتنامه دهخداموسومة. [ م َ م َ ] (ع ص ) تأنیث موسوم . (یادداشت مؤلف ). || داغ کرده شده . نشان داغ خورده : ابل موسومة؛ شتران داغدار.(ناظم الاطباء). || ارض موسومة؛ زمین باری
زبرلغتنامه دهخدازبر. [ زَ ب ُ] (ع اِ) گورخر. حیوانی شبیه به خر که پیکرش دارای خطوط سیاه و زرد است . (الموسوعة العربیه ) (قاموس عثمانی ). رجوع به زرد خر و گورخر در این لغت نامه
دیر ابوحنسلغتنامه دهخدادیر ابوحنس . [ دَ رِ اَ ح َ ن ِ ] (اِخ ) در مصر در شیخ عبادة (ملوی ) واقع است و مربوط به قرن 4 و 5 م . است . (از الموسوعة العربیة المیسرة).