موثقاتلغتنامه دهخداموثقات . [ م ُ وَث ْ ث َ ] (ع ص ، اِ) ج ِمُوَثَّقَة. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به موثق شود.
مؤسساتلغتنامه دهخدامؤسسات . [ م ُ ءَس ْ س َ ] (ع اِ) ج ِ مؤسسه . بنگاهها. سازمانها. مؤسسه ها: مؤسسات دولتی . مؤسسات ملی ؛ و آن را در زبان فارسی غالباً به کسر سین [ اوّل ] تلف
موبقاتلغتنامه دهخداموبقات . [ ب ِ ] (ع اِ) معاصی و گناهان . (ناظم الاطباء). ج ِ موبقة. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به موبقة و موبق شود.
موسقارلغتنامه دهخداموسقار. [ س ِ ] (معرب ، ص ، اِ) موسیقی دان و دانای علم موسیقی . (ناظم الاطباء). || موسیقار. علم موسیقی . رجوع به موسیقار شود.- ارباب موسقار ؛ دانایان علم موسیقی
موسیقاتلغتنامه دهخداموسیقات . (معرب ، اِ) آلت موسیقی . (یادداشت مؤلف ) : فنقول الان ان الموسیقی ، هی الغناء و الموسیقار، هوالمغنی و الموسیقات ، هو آلةالغناء. (رسائل اخوان الصفا).
موقاتللغتنامه دهخداموقاتل . [ ت ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان انزل بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه ، واقع در 58هزارگزی شمال خاوری ارومیه با 282 تن جمعیت . آب آن از چشمه و قنات و راه آن م
موسقةلغتنامه دهخداموسقة. [ س ِ ق َ ] (ع ص ) نخلة موسقة؛ خرمابن بسیاربار. ج ، موسقات .(ناظم الاطباء). درخت خرمای باردار. (از آنندراج ).
establishmentsدیکشنری انگلیسی به فارسیموسسات، استقرار، تاسیس، برقراری، تشکیل، برپایی، موسسه، سازمان، بنگاه، بناء، دسته کارکنان
مؤسساتلغتنامه دهخدامؤسسات . [ م ُ ءَس ْ س َ ] (ع اِ) ج ِ مؤسسه . بنگاهها. سازمانها. مؤسسه ها: مؤسسات دولتی . مؤسسات ملی ؛ و آن را در زبان فارسی غالباً به کسر سین [ اوّل ] تلف