۱. وزنشده؛ دارای وزن؛ سنجیدهشده.
۲. متناسب.
۳. دارای تناسب اندام یا حرکات متناسب: ( علیالخصوص کسی را که طبع موزون است / چگونه دوست ندارد شمایل «موزون» (سعدی۲: ۵۴۲).
آهنگین
۱. آهنگین، خوشآهنگ، خوشنوا، همآهنگ، متناسب
۲. سجع
۳. سنجیده، وزنشده ≠ ناموزون، ناسنجیده، نسنجیده
euphonious, graceful, harmonious, just, lilting, measured, poetic, rhythmic, rhythmical, symphonic, tuneful