موروکةلغتنامه دهخداموروکة. [ م َ ک َ ] (ع ص ) نعل موروکة؛ نعل بیرونی یعنی نعل موزه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نعل مورک . نعل مورکة. (منتهی الارب ).
سیمرغلغتنامه دهخداسیمرغ . [ م ُ ] (اِخ ) جانوری است مشهور و سیمرغ از آن گویند که هر لون که در پر هر یک مرغ میباشد، همه در پرهای او موجوداست و بعضی گویند که بغیر همین اسم فرضی وجو
موروکةلغتنامه دهخداموروکة. [ م َ ک َ ] (ع ص ) نعل موروکة؛ نعل بیرونی یعنی نعل موزه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نعل مورک . نعل مورکة. (منتهی الارب ).
مورکةلغتنامه دهخدامورکة. [ م َ رِ ک َ ] (ع اِ) مورک . رجوع به مورک شود. || (ص ) نعل مورکة، نعل مورک . نعل موروکة. نعل بیرون ؛ یعنی نعل موزه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع
متروکهلغتنامه دهخدامتروکه . [ م َ ک َ / ک ِ ] (ع ص ) مأخوذ ازتازی ، هر چیز واگذاشته شده و ترک شده و ساقط گشته . (ناظم الاطباء).- اموال متروکه ؛ چیزهائی که از شخص مرده باقی مانده